20 ماهگیت مبارک عشقم ♥
هوراااااااااااااااااا پسرم 20 ماهه شد خدایا شکرت هزاران هزار بار شکرت به خاطر وجود این فرشته که الان همه زندگیمه، ایلیا جونم نمیدونی ماما چقدر عاشقته روزام و لحظه هام بدون تو معنی نداره، وقتی بغلت میکنم، بوت میکنم، وقتی شیر میخوری و بهت نگاه میکنم زیباترین احساس های دنیا رو تجربه میکنم احساساتی که فقط یه مادر میتونه درک کنه، دلم واسه اون وقتایی که کوچولو بودی خیلی تنگ میشه خیلی زیاد ولی روزا میگذره و تو هر روز بزرگتر میشی و من با تمام وجودم از لحظه لحظه با تو بودن لذت م...
این روز های ما....
ایلیا جونم عزیزه دلم هر روز که میگذره بزرگتر میشی و طبعا عاقل تر و باهوش تر و من بیشتر از قبل عاشقت میشم خوشکل ماما الان دیگه همه چیز و متوجه میشی هنوز خوب نمیتونی حرف بزنی ولی اکثر افعال و درست بکار میبری. وقتی چیزی بریزی رو زمین بهم میگی ایخت (ریخت) یا بیم (بریم) ، ایشت (نیست) ، دَ دَ (بیرون) ، تاب تاب (پارک یا تاب تاب) ، جوجه (جوجه) ، بُغ (مرغ) ، هاپو ( هاپو ) ، می (می می) ، با (آب) ، ایشی (پیشی) ، دَند (قند) ، توت (توت) ، بَق (برق) ، ماما (ماما) ، بابا (بابا) ، بِدَر (پدر ) ، مِ (میثم) ، بدو بدو (بدو بدو) ، دوخ (دوغ) ، مو (موز) ، دن (دَنت) ، بوآ (بالا) ، دای (چای) ، جا (...
ایلیای بلای ما ♥
سلام به پسر نانازم و دوستای خوبمون که مثل همیشه بهمون سر میزنن و با نظرات لطفشون من و دلگرم میکنن ایلیای ما خیلی بلا شده و دیگه همه کارهاشو خودش دوست داره انجام بده، مثلا خودش جوراباش و کاپشنش و در میاره، به مامی تو کارا کمک میکنه مثلا دستمال میکشه برام جارو میکشه (البته به روش خودش) وقت غذا وسیله های کوچولو رو میدم بهش بذاره تو سفره (آخه ما به خاطر ایلیا که راحت باشه فعلا رو زمین غذا میخوریم)، وقتی چیزی بریزه رو فرش چون قدش نمیرسه جارو شارژی بیاره سریع میره جارو برقی رو از تو اتاق هل میده و میاره بیرون تا تمیزش کنه خلاصه مااااااااااااااااااااه شده و من هر روز بیشتر عاشقش میشم، عاشق...
تقویم سال 1392 ایلیا جونی ♥
امسالم مثل پارسال برای نفسم تقویم درست کردم ولی با مشقت فراوان از این لحاظ میگم که تصمیم گرفتم قاب تقویمشم خودم درست کنم و ماهها رو بذارم توش و از قابهای آماده استفاده نکردم حالا سختیه ایناش به کنار شیطنت های ایلیا که نمیذاشت پای کام بشینم و فقط وقت هایی که خواب بود میتونستم روش کار کنم که همین باعث شد طول بکشه خلاصه کلی پشیمون شدم و با خودم میگفتم با 2000 تومن یه امادش و میگرفتم و راحت حالا تقویمم خیلی خوب نشد ولی همه همه همش حاصل دسترنج خودمه اینم از تقویم 1392 ایلیا جونم دوستای خوبم نظرتون و بی رودربایسی بگید خوبه یا نه؟؟؟ ...
قرارمان این نبود...
قرارمان نبود تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر بگیریم مبادا مثل کلوخ اب شویم... قرار نبود اینقدر دور شویم و مصنوعی، ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آوازهای مصنوعی، دغدغه های مصنوعی... هر چه فکر میکنم میبینم، قرار نبوده ما اینچنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگاتنگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟ قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید میدانم راه تعالی بشر از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود... باید کسی هم باشد که گوسفند ها را هی کند، دراز بکشد، نی لبک ب...
انواع کلاه...
سلام به همه دوستای خوبم، دیروز رفته بودم برای تمدید گواهی نامه و معاینه چشم، تو راه برگشت یه کلاه دیدم که خیلی خوشم اومد و برای ایلیا خریدمش یه کلاه هم خودم امسال براش بافتم که عکسش و میذارم وقتی بزرگ شد ببینه چه مامان هنرمندی داشته خلاصه بگم که تصمیم گرفتم عکس همه کلاه هاش و براش بذارم یادگاری بمونه این همون کلاهه که خیلی خوشم اومد، فکر کنم ببعی باشه خودشم یه کلاه کوچولو رو سرشه و پشتشم دم داره ..................................................................................................................... ...............................................................







